محمد مثل مادر

محمد مثل مادر

به گزارش پروژه آسان لرستان محمد کولیوند از معلمان لرستانی بوده که با الگو گرفتن از مادرش که او هم یک معلم دلسوز و خیر بود، با وجود سن کم، دستان پرمهرش پشتوانه و حال خوبی برای کودکان محله های فقیرنشین خرم آباد شده است.


حرف زدن از محمد کولیوند در واقع صحبت از یک نسل است. نسلی که دارای روحیه قوی و حس تعلق و وابستگی عمیق به کشور و میهن خود هستند و در کسب مدارج علمی و همینطور در فعالیتهای انسان دوستانه و اجتماعی بی سر و صدا درحال کسب تجارب ارزشمندی هستند که فردای میهن عزیزمان را خواهند ساخت. امثال محمد کولیوند از منفعت و بهره شخصی دل کنده و دل به بهره رساندن به دیگران و جذب رضای خداوند بسته اند. محمد کولیوند جوانی از همین نسل است که در هر شهر یا محله یا کوچه و مدرسه ای ضعف و نیاز احساس کند بی وقفه ورود می کنند. می خواهیم از جوانی بگوییم که با وجود سن کم خود بالغ بر ۱۰ جهیزیه برای عروس و دامادهایی که بضاعت شروع زندگی مشترک را نداشتند تأمین کرده، دستان پر مهرش پشتوانه و حال خوبی شده برای کودکان محله های فقیرنشین شهر، در سیل پلدختر مأمن خانواده هایی شده که بی رحمی آب، خانه و کاشانه برایشان باقی نگذاشته بود.
نان را از هر طرف که بخوانیم نان نیست. در بعضی از محله های شهر، در کوچه های نمور و تاریک، پشت دیوار خانه های قدیمی و کلنگی، نان حکایت دردناکی دارد. نان نوشته اما درد خوانده می شود. اما در این کوچه ها ردپای بزرگ مردی دیده می شود که با قدم های خود حال خوب را هم همراه می آورد.
محمد کولیوند تربیت شده دامان مادری است که سالهای زیادی از عمر خود و بخشی از درآمد معلمی خویش را صرف هزینه های ایتام و کودکان بدسرپرست کرده است، مادری که هر ساله پیش از این که فرزندان خودش را با لباس نوی عید به استقبال تحویل سال ببرد، ابتدا لباس این کودکان نیازمند را تأمین می کرده است.
اما فوت زودهنگام و ناباورانه مادر محمد، برای این کودکان خبر از روزهای سختِ بدون معلم مهربان شان را می داد و به مدت یک سال این کودکان با نقاشی های خود بر مزار معلم شان یادش را زنده نگه می داشتند و از یتیم شدن مجدد خود بعد از مرگ ایشان سخن می گفتند.
تا این که بعد از ورود محمد به دانشگاه فرهنگیان و انتخاب شغل شریف معلمی بارقه های امید به محله های اسدآبادی بازگشت.
او ادامه دهنده راه مادرش شد و البته حضورش کنار حجت الاسلام هبت اله هاشمی، استاد ریاضی و معاون فرهنگی دانشگاه فرهنگیان هم در این تصمیم نقش بسزایی داشت.
محمد در ابتدا با همراه کردن انجمن های دانشگاهی با خود، مدرسه ای که سالیان طولانی محل خدمت مادرش بود را به یاد او بستر آغازین فعالیت هایش قرار داد. مدرسه حضرت رقیه(س) و با جمع آوری وجوهات از دانشجویان، معلمان، پزشکان، آشنایان و بازاریان و تشکیل صندوق خیریه ای به نام مهر معلم «به یاد مادر» اقلام غذایی و خشکبار برای مناطق حاشیه ای و مردم بی بضاعت تهیه می کرد و سپس گسترده تر و با ایجاد ارتباط با گروههای خیریه دیگر، مواد آموزشی و کتب مورد نیاز و حتی تأمین لوازم زندگی هم به فعالیتهای محمد و دوستانش افزوده شد و این اقلام را اغلب مواقع در تاریکی شب به منازل موردنظر می رساندند.
محمد کولیوند دغدغه ضعف های فرهنگی و اجتماعی را هم دارد و برای اثرگذاری مثبت در این حوزه شبانه در منازل، مساجد و مدارس محل، در روزهای کرونا مبادرت به تشکیل کلاس های تربیتی برای کودکان و خانواده ها کرده است. با این کار شناختش از خانواده ها بیشتر شد و با تازه عروس و دامادی آشنا شد که به علت وضعیت اقتصادی نامناسب توان آغاز زندگی مشترک شان را نداشتند و به این فکر افتاد که با کمک گرفتن از اطرافیان بانی این کار خیر شود که این زوج جوان به خانه بخت روانه شوند. شاید باور کردنش سخت باشد اما همین کافی بود که امروز آمار جهیزیه هایی که این معلم جوان که نه میلیون نر است، نه مدیر مؤسسه خاصی و نه پول بی حساب کتابی دارد، فقط با چند ماه سابقه خدمت در مدارس، توانسته با تلاش و جمع آوری کمک ها و اعانت های این و آن، به بیشتر از ده جهیزیه برسد.
محمد می گوید بزرگ ترین و بهترین معلمش، مادرش بوده و هست. او می گوید هرچه دارد از آموزه های مادرش دارد و همیشه تلاش می کند یادش را زنده نگه دارد و نیتش شادی روح این مادر مهربان است.
فروردین ۹۸ را با سیل پلدختر می شناسیم، جایی که دل هر کسی را به درد می آورد. از سراسر کشور جوانان جهادی پا به عرصه عمل گذاشتند. جوانانی گمنام اما شاخص نزد پروردگار. نمی گردد جایی احتیاج به کمک باشد و محمد کولیوند توان کمک داشته باشد هر چند با دستان خالی، اما خودش را به میدان عمل نرساند.
محمد در سیل پلدختر به مدت ۴۵ روز به دور از دیار و خانواده خود در این شهر به یاری مردم صدمه دیده از سیل پرداخت.
دستانش خالی بود اما هر کسی که او را می شناخت می دانست که با دست خالی هم معجزه می کند. او با تلاشهای خود و ارتباطی که با خیرین استانهای دیگر داشت با تهیه بالغ بر نه میلیاردریال لوازم زندگی و بیشتر از دو میلیاردریال از راه جمع آوری کمک های مردمی به یاری مردم سیل زده شتافت و در آن شهر صدمه دیده هم ردی از مردانگی خود به جای گذاشت.
محمد ازدواج کرد، زندگی مشترکش هم سرشار از رنگ و بوی انسانیت و نوع دوستی است. آدم چه قدر می تواند محبوب خداوند باشد که شریک زندگیش هم شخصی باشد از جنس خودش حتی پیش روتر و دلسوز تر از محمد. امروز با احساس کردن قدم ها و همراهی های همسر، در کارهای خیر کنار خودش، مصمم تر از قبل قدم برمی دارد.
و در شب هایی که کسی در محله های حاشیه ای قدم نمی زند، محمد کولیوند و همسرش ترجیح می دهند شام مهربانی خویش را جیره کنند و آنرا بر سفره خانواده های این مناطق صرف کنند. محمد به تدریس کودکان این خانواده ها و همسرش به نظافت و رسیدگی به خانواده آنها می پردازند.



1400/09/11
23:39:21
0.0 / 5
790
تگهای خبر: آموزش , اجتماعی , پزشك , دانشگاه
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۴ بعلاوه ۲
پروژه آسان
ezproject.ir - حقوق مادی و معنوی سایت پروژه آسان محفوظ است

پروژه آسان

انجام پروژه